گوشه ای از قبر من این جامعه را هم جا کنید
کاش من در شام تاسوعا بمیرم تا شما
خرجی ام را خرج نذر ظهر عاشورا کنید
[ ]
+ نوشته شده در ساعت18:51 توسط شفا یافته عشق
شفا یافته
سلامنا
بعضی از دوستان فکر میکنند که من واقعا مریض بودم و شفا یافته ام ولی حرف من این که شفا فقط خاص مرض های جسمانی نیست اگر لطف اهل بیت نبود از مرض ها و دردهای روحی و گناهمان که پوسیده بودیم به همین علت است که خود را شفایافته اش میدانم و افتخار میکنم
وبعضی از دیگر دوستان فکر میکنند ما خیلی ادم حسابی هستیم وکارمون بیسته نظر لطفشونه ولی دوستان بنده تا این لحظه از عمرم کاری برای امام حسین علیه السلام انجام نداده ام (هر چی بود ثوابش مال شما )تمام اعمالم برای منافع خودم بود اصلا من توان کار کردن برای اهل بیت را ندارم اگه یه لحظه به خودم وا گذار شوم میمیرم ک......
خیلی وقتا خودم را بزرگ دیدم ولی یادم رفت بزرگی فقط در خور شما و خدایتان است ارباب
بخدا هیچم هیچ پوچم پوچ
عاجزانه در خواست میکنم یادتون نره ماهم محتاج دعای شماییم محرم داره تموم میشه کاش شعرش حقیقت پیدا میکرد که:مکن ای صبح طلوع
[ ]
+ نوشته شده در ساعت19:3 توسط شفا یافته عشق
تو سپاه عمر بن سعد لعنت الله ایستاده بدنش مثل بید میلرزه بهش میگند : چته ؟چرا میلرزی ؟تو که شجاعی دلاور سپاهی از چی میترسی؟از صد نفر ادم
میگه بین بهشت و جنهم مرتددم و میدانم بهشت را انتخاب میکنم اگر چه بدنم قطعه قطعه شود
واخر دست هم به بهونه ی اب دادن اسبش به سپاه امام حسین علیه السلام پیوند میخوره
اری حر شیر پاک خورده بود که برگشت
دعا یادتون نره این شبها محتاجیم به دعا
[ ]
+ نوشته شده در ساعت22:13 توسط شفا یافته عشق
سلامنا
چقدر کوچه های شهرمون زیبا شده اند ،دوباره بیرق ، پارچه سیاه ، بفرمایید روضه ها ، به به خدا ممنونتم که دوباره محرم را میبینم. امروز دلم خیلی گرفته بود ورد زبونم شده بود حسین نیا به کوفه............
بذارید اصلا چند تا یاد اوری کنم:
امام سجاد (علیه السلام) : هر مؤمني كه بگريد بر قتل حسين (علیه السلام) به نحوي كه اشك بر چهره اش جاري شود ، خداوند او را جاودانه در خانه اي از خانه هاي بهشت جا مي دهد.
یادت باشه تو جواب سلام ارباب را میدی اخه امام اول سلام هست مگر نبود پشت دیوار ایستاد تا اول سلام کند ولی موفق نشد.
یادت باشه برای تک تک شما ها دعوت نامه اومده ، دعوت شده ایی ، دعوت
وبدان کار این میکده دفتر دارد جام سلمان به ابوذر ندهند.
تو پست های اولیه ی این وبلاگ در مورد خواص اشک و تربت حضرت مطالبی هست دوست داشتی سری بزن.
اگه دلتون شکست یادتون نره ها ماهم هستیم.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت21:47 توسط شفا یافته عشق
سلام من به محرم
یادمان باشد زود دیر میشود الان !!!!!!!هشدار! !!!!!!!!!!!!!میدم که روزی نگویی این محرم هم گذشت ...........وافسوس بخوری ..........از الان هفت روز دیگر در راه است یادت باشه یک سال انتظار آمدنش را میکشیدی خود را به قافله برسان اماده ی پیکار با دشمنان درون و بیرونت شو ..............شاید طمع عسل را بچشی
امروز یه پیرهن مشکی قشنگ سفارش دادم برام بدوزند شال عزام را هم تو ویترین اتاقم گذاشتم شما چی؟؟؟؟؟ کاری کردید؟؟؟؟؟؟دیر نشه!!!!!!!!!!!!
راستی یادم رفت اگه روزی روزگاری دلتون شکست اشکی روانه شد ما را هم دعا فرمایید
محتاجیم به دعا علی بهمن و سید رامتین سیدی
[ ]
+ نوشته شده در ساعت20:17 توسط شفا یافته عشق
بخش ديگري از مراسم پر شور غدير، درخواست حسان بن ثابت بود. او به حضرت عرض كرد: يا رسول الله، اجازه مي فرماييد شعري را كه درباره علي بن ابي طالب (به مناسبت اين واقعه عظيم) سروده ام بخوانم؟
حضرت فرمودند: بخوان ببركت خداوند.
حسان گفت:
اي بزرگان قريش، سخن مرا به گواهي و امضاي پيامبر گوش كنيد.
و سپس اشعاري را كه در همانجا سروده بود خواند كه به عنوان يك سند تاريخي از غدير ثبت شد و به يادگار ماند. ذيلاً متن عربي شعر حسان و سپس ترجمه آنرا معني آوريم:
|
|
أَ لَمْ تَعْلَمُوا أَنَّ النَّبِيَّ مُحَمَّداً |
لَدَى دَوْحِ خُمٍّ حِينَ قَامَ مُنَادِياً |
|
|
|
وَ قَدْ جَاءَهُ جِبْرِيلُ مِنْ عِنْدِ رَبِّهِ |
بِأَنَّكَ مَعْصُومٌ فَلَا تَكُ وَانِياً |
|
|
|
وَ بَلِّغْهُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ رَبُّهُمْ |
وَ إِنْ أَنْتَ لَمْ تَفْعَلْ وَ حَاذَرْتَ بَاغِياً |
|
|
|
عَلَيْكَ فَمَا بَلَّغْتَهُمْ عَنْ إِلَهِهِمْ |
رِسَالَتَهُ إِنْ كُنْتَ تَخْشَى الْأَعَادِيَا |
|
|
|
فَقَامَ بِهِ إِذْ ذَاكَ رَافِعُ كَفِّهِ |
بِيُمْنَى يَدَيْهِ مُعْلِنَ الصَّوْتِ عَالِياً |
|
|
|
فَقَالَ لَهُمْ مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ مِنْكُمْ |
وَ كَانَ لِقَوْلِي حَافِظاً لَيْسَ نَاسِياً |
|
|
|
فَمَوْلَاهُ مِنْ بَعْدِي عَلِيٌّ وَ إِنَّنِي |
بِهِ لَكُمْ دُونَ الْبَرِيَّةِ رَاضِياً |
|
|
|
فَيَا رَبِّ مَنْ وَالَى عَلِيّاً فَوَالِهِ |
وَ كُنْ لِلَّذِي عَادَى عَلِيّاً مُعَادِياً |
|
|
|
وَ يَا رَبِّ فَانْصُرْ نَاصِرِيهِ لِنَصْرِهِمْ |
إِمَامَ الْهُدَى كَالْبَدْرِ يَجْلُو الدَّيَاجِيَا |
|
|
|
وَ يَا رَبِّ فَاخْذُلْ خَاذِلِيهِ وَ كُنْ لَهُمْ |
إِذَا وُقِفُوا يَوْمَ الْحِسَابِ مُكَافِيَا |
آيا نمي دانيد كه محمد پيامبر خدا صلي الله عليه و اله و سلم كنار درختان غديرخم با حالت ندا ايستاد، و اين در حالي بود كه جبرئيل از طرف خداوند پيام آورده بود كه در اين امر سستي مكن كه تو محفوظ خواهي بود، و آنچه از طرف خداوند بر تو نازل شده به مردم برسان، و اگر نرساني و از ظالمان بترسي و از دشمنان حذر كني رسالت پروردگارشان را نرسانده اي.
در اينجا بود كه پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم دست علي عليه السلام را با دست راست بلند كرد و با صداي بلند فرمود: هر كس از شما كه من مولاي او هستم و سخن مرا بياد مي سپارد و فراموش نمي كند، مولاي او بعد از من علي است، و من فقط به او – نه به ديگري – به عنوان جانشين خود براي شما راضي هستم. پروردگارا هر كس علي را دوست بدارد او را دوست بدار، و هر كس با علي دشمني كند او را دشمن بدار. پروردگارا ياري كنندگان او را ياري فرما بخاطر نصرتشان امام هدايت كننده اي را كه در تاريكيها مانند ماه شب چهارده روشني مي بخشد. پروردگارا خوار كنندگان او را خوار كن و روز قيامت كه براي حساب مي ايستند خودت جزا بده.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت14:40 توسط شفا یافته عشق
رجزخوانی حضرت ابالفضل العبّاس (ع) در کربلا
اَقسَمتُ باللهِ الاَعَزّ الاَعظَم
وَ بالحُجور صادِقاً وَ زَمزَم
وَ ذی حَطیم ٍ والفِناءِ اَلمحَرم
لَیَخضِبنّ الیَومَ جِسمی بالدّم
اَمام ذی الفَضل وَ ذی المکرّم
ذاکَ حُسینٌ ذوالفَخار الاَقدم
به خداوند عزیزترین و شکوهمندترین سوگند و صادقانه ترین سوگند
و به حرم امن خدا و زمزم سوگند.
و به خانهء خدا و ساحت مسجد الحرام سوگند که امروز پیکرم به خون رنگین خواهد شد
پیش پای صاحب فضیلت و کرامت؛
حسین، این افتخار پیشهء پیشگام.
مشک آب اینک در دستهای اوست و او فرات را پشت سر و خیام امام را پیش رو دارد. در اینجاست که دشمن از هزار سو به او حمله می کند و او همچنانکه به شمشیر، با مرگ بازی می کند، فریاد می کشد:
لا اَرهَب المَوتَ اَذا المَوتُ رُقی
حَتّی أورای فی المَصالیت اللّقا
نَفسی لِسِبطِ المُصطفَی الطُّهرِ وقا
اِنّی اَنا العَبّاسُ اغدُوا بالسَّقاء
وَ لا اَخافُ الشّرَ یَومَ المُلتَقی
از مرگ نمی هراسم، که مرگ نردبان آسمانی من است.
تا در میان شجاعان بخشنده چهره در پوشم.
جان من سپر آن زادهء پاک مصطفی.
هان این منم عباس که به سقایت آمده ام.
و در هنگام مواجهه، از هیچ شرّی بیم ندارم.
دشمن که در کمین سقّای کربلاییان است
چون در ادامه یه جورایی روضه گفته میشه توادامه ی مطلب گذاشتم هر کی دلش خواست بخونه
التماس دعا
برای دیدن بر روی شفا یافته عشق کلیک کنید
[ ]
+ نوشته شده در ساعت11:28 توسط شفا یافته عشق
میلاد با سعادت هشتمین اختر تابناک امامت و ولایت بر همه مسلمین جهان مبارک باد
این شعر رو به تمام عشاق علی ابن موسی الرضا تقدیم میکنم.
سلام ای پسر حضرت زهرا
تویی قبله دل ها/و ما محرم این کعبه و مبهوت تماشا
همه قطره تو دریا/همه پست و تو والا
همه خار و تواسطوره گلها/تویی قبله دلها
تو غریب الغربایی و/معین الضعفایی و
به هر درد دوایی/تو خداوند سخایی
فقیریم وعشق است فقیری/که تو حج فقرایی
تو جانانی و سلطان/تو گوینده قرآن
آقا رضا جان همه خار و خس جوی توهستیم رضا جان/نه فقط ما.که گدای کرم توست هزاران چو سلیمان
وعجب نیست اگر موسی عمران به میان حرم تو بشود خادم و دربان
وعجب نیست اگر عیسی مریم ز دو چشمان تو جان گیرد و او بر تن اموات دهد جان
وعجب نیست که جبریل امین خاک در کفش کنت رو ببرد بحر تبرک به جنان
وعجب نیست زعشق تو شود آتش دوزخ چو گلستان
وعجب نیست ز مهر تو شود کفر مسلمان
عجب اینجاست که با این جبروتت شده ای ضامن آهوی بیابان
وعجب نیست همان آهوی وحشی که تو ضامن شدی از لطف و کرامت
شود ضامن مردم به قیامت.

اینم شعری که من عاشقشم و همیشه تو حرم امام رضا زمزمه میکنم
روشنی یه شمس و مه زه آجر گنبد زرد رضاست
صحن با صفای تو مدینه و کعبه و کرببلاست

امام رضا بلند ترین پرتگاهی که من می ترسم ازش بیافتم پرتگاه نگاه شماست
امام رضا فقط ما رو یادت نره
امام رضا.ما در این جا نه پی حشمت جاه آمده ایم
از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم

یادت باشه قرار نبود دوری ما اینقدر طول بکشه
سالها تاریخ شمسی گشت وگشت
شادمان شد تا شنید این سر گذشت
روز میلاد امام هشتم است
هشت هشت جمعه ی هشتاد و هشت

هر چند حال و روز زمین و زمان بد است
یک قطعه از بهشت در آغوش مشهد است
حتی اگر به آخر خط هم رسیده ای
آنجا برای عشق شروعی مجدد است
چی بگم...........از کجاش بگم......؟ اصلا بیخیال ما در حد اندازه ی این حرفا نیستیم ولی خوب من هم به رسم ادب این روز دوست داشتنی و تاریخی عمرم را و یا حتی عمرت را به همه ی شیعیان جهان تبریک میگم.......
![]()
![]()
![]()
![]()
[ ]
+ نوشته شده در ساعت12:10 توسط شفا یافته عشق
گاه کلمات قدرتی ما ورای تصورشان میگیرند و این زیبایی و شیوایی زبان است .از دیر باز شاعران و نویسندگان بدنبال بهره گیری از این ویژگی زبان بوده اند . به قول حافظ :
<سرود زهره به رقص اورد مسیحا را >
چند روز پیش بود که دوست عزیزم جناب اقای روح الله فیروزمند سه تا شعر با فاصله ی زمانی یک ساعته برایم اس ام اس زد که قصد دارم تو این پست برای شما بزنم .البته لطف کنید تو قسمت نظرات بگید کدوم شعر مفهوم بیشتری را یدک میکشد.
شاعر اول
پیغمبر کوچه های دلتنگی من
من عاشقی ام را ز تو اموخته ام
شمعم که تمام عمر مشتاق شما
با کام لب فاحشه ها سوخته ام
شاعر دوم
صد شعله درونم و دهان دوخته ام
من سنبل عاشقان دل سوخته ام
پیغمبر کوچه ام که ایمانم را
از فاحشه های شهر اموخته ام
شاعر سوم
شاید به هوای دیدنت سوخته ام
یا چشم به جاده ها دوخته ام
اما تو بدان تمام ایام فراق
از فاحشه ها هیچ نیاموخته ام
[ ]
+ نوشته شده در ساعت8:52 توسط شفا یافته عشق
امام صادق علیه السلام . امالی الصدوقی ۵۳۲
شهادت ششمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت امام
جعفر صادق (علیه السلام) را به همه مسلمانان تسلیت
می گوییم .
[ ]
+ نوشته شده در ساعت6:45 توسط شفا یافته عشق




